مسعود رضایی بیاره

صدای پای آب

صــدا آری ، صـدای پای آب است

هــزاران نغمــه در آوای آب است


اگــر خــــوابی ببیند چشم نــرگس

میـــان خــواب او رویای آب است


غـــزل هـــای دل انــــگیز قنــاری

پُــر از گلــواژه‌ی زیبـای آب است


نیایش‌هــــای بلبــل در سحرگـــاه

طنیــن دلـکش نجــــوای آب است


صفـــای خنـــده بر لب‌هـای غنچه

بهــای گـریه بر لب‌هـای آب است


خـــوشا خــوابی که زیر پرتو مه

کنــــار چشمه بـــا لالای آب است


نروید لالـــه ، ور روید به صحرا

کنـــــار پــای رهپیمــای آب است


سحر می گفت سهره با گل سرخ

صفـای گلشن از سیمای آب است


اگــر خنیـــاگری آیـــد ز هـــر سو

بهین آوا صــــدای پـای آب است