آوای سهره

شعر و ادبیات

اشک غزل


مسعود رضایی بیاره

اشک غزل

چشم گیـــرای تُـــرا از چـــه بر انـگیخته‌اند

چــه شرابیست که بــا چشم تــو آمیخته‌انـد


نـــرگس چشم خمــــارین تـُــرا نیست خـــبر

که چه سوزی به دل شعر و غزل ریخته‌اند


آفت جـــــان مــن و داغ دل بـــاد صبـاست

این غـــزلواره کــه بر دوش تو آویخته‌اند


ابــر چشمان مـــن و بـــاد سحرگــاه بهــار

به سرت بــوی گُــل و اشک غزل بیخته‌اند


ره به حــالم ببرد جــام می و نـــاله‌ی نــی

کـــه نـــدیمان مــن و محرم فـــرهیخته‌اند

۹۶/۰۱/۲۴
مسعود رضایی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی